شیرین زبون خاله
الان روزای 3 سالگیتو میگذرونی عزیزدلم
ماشالا خیلی بانمک و شیرین زبون شدی گلم. کلی شعر یاد گرفتی میای میخونی تا برات دست بزنیم و بگیم آفرین
کلی قصه هایی که مامان سودابه برات تعربف کرده یاد گرفتی و میای واسه ما تعریف میکنی
![]()
چند شب پیش سر سفره شام نشسته بودیم و ماکارونی داشتیم غذاتو که خوردی برگشتی گفتی: کی این غذا پزیــــــــده؟؟؟
خاله سوسن موهاتو اصلاح کرده بود . مادرجون بنفشه ازت پرسید موهاتو کی اصلاح کرده؟ گفتی: خاله سوسن موهامو چیــدیــــــــده
![]()
یه لباس داری سه تا شکل عروسکی رو لباسته یکیش چشمک میزنه و دوتاشون لبخند میزنن. ازت پرسیدم این عروسکا چیکار میکنن؟ برگشتی گفتی اون قرمزه چشمک میزنه اون زده و سبزه لَـــــخبَــــــــند میزنن ![]()
![]()
بهت گفتم که برات وبلاگ درست کردم و وبلاگ داری و باید بریم توی اینترنت تا بتونیم بریم به وبلاگت سر بزنیم. دیروز من نشسته بودم و با کامپیوتر کار میکردم اومدی کنارم دست گذاشتی رو صفحه کامپیوتر علامت فایرفاکس نشونم دادی و گفتی برو برام با اینترمِــــــــت وبلاگمو بیار
![]()
![]()
قربووووووووووووووووووووووون تو برم عزیزم با این جرف زدنت. خوشکلم بوووووووووووووووس


شیرین زبون خاله 
